احمد بن محمد حسينى اردكانى

157

مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )

آلت مستقلّه باشد ، به جهتى كه مذكور شد . « 1 » پس مىگوييم كه صورت بر دو قسم است : يكى صورت است كه به ورود بدل از مادّه مفارقت مىكند ، و ديگر آن است كه از مادّه مفارقت نمىكند . امّا در قسم اوّل ، ممكن نيست كه صورت علّت متوسطهء مادّهء باشد ، زيرا كه به انعدام آن ، مادّه كه معلول آن است نيز منعدم مىگردد ، و بايد كه براى صورت مستأنفه مادّه‌اى ديگر به هم رسد . و از آنجا كه مقرّر شده است كه بايد براى هر حادثى مادّهء سابقه باشد ، لازم مىآيد كه براى مادّه مادّه باشد . و اين محال است ، زيرا كه كلام در مادّهء أولى است ، با لزوم محالات ديگر از قبيل تسلسل در موادّ ، و تقدّم وجود مادّه بر نفس خود ، به اعتبار آنكه بايد كه حامل مشخّصات علّتش كه صورت است بوده باشد . پس بايد كه صورت جزء علّت و شريك آن باشد در افادهء وجود مادّه ، و مادّه از آن علّت مشخّصه موجود گردد به وساطت صورتى غير معيّن كه از مادّه مفارقت نكند مگر به ورود صورتى ديگر كه مصدر همان فعل كه معدوم گرديده است تواند بود . به اين معنى كه [ 71 ] آن شىء ثالث پيوسته افاضهء صورتى بنمايد كه به آن تقوّم مادّه برقرار بماند . و بايد كه آن واهب صور جوهر روحانى باشد ، زيرا كه اگر جسم يا جسمانى باشد ، كلام باقى خواهد بود تا آنكه به جوهر قدسى برگردد . و امّا قسم دوم از صورت كه هميشه لازم هيولى است و در آن حدوث انقطاع و التصاق و اتّصال و انفصال نيست الى ما شاء اللّه ، پس شايد كه در اوّل نظر ، شخص به گمان افتد كه مىتواند بود كه واسطهء مطلقه [ يا آلت مطلقه ] در اقامهء هيولى باشد . لكن بعد از التفات ظاهر مىشود كه در اين صورت نيز ممتنع است ، زيرا كه مبيّن گرديده است كه تشخّص افراد جوهر امتدادى متحقّق نمىگردد مگر به عوارض انفعاليّهء غير لازمهء طبيعت بر سبيل دوام و الّا موجود در مادّه نخواهد بود . پس اگر علّت مطلقهء مادّه باشد ، [ بايد ] كه بر اين سبقت داشته باشد بنفسها و بعللها المقوّمة لوجودها . و از اين لازم مىآيد كه هيولى مقدّم بر نفس خودش باشد به دو مرتبه .

--> ( 1 ) . صدر الدين شيرازى ، الأسفار ، ج 5 ، صص 145 - 147 .